ماته ماتیکال mathematical (ریاضی وار)، ماته زیس mathesis (ریاضی ها) هیدگر میپرسد در حالتیکه ریاضی ها نباشد، «ماته ماتیکال» را به چه شکل می قدرت فهمید و توجیه کرد؟ هر یکسری این احتمال وجود دارااست که یک کلمه و واژه در جایی به شغل رود که منشاء و سرچشمه آن کلمه و واژه نباشد، البته در لهجه یونانی کهاین واژه در آن ریشه دارااست، به سهولت و با باور می اقتدار عده هر دو را مشاهده معلم خصوصی ریاضی در شیراز کرد.
ریشه واژه «ماته ماتیکا» اصولا، عبارت mathemata ta میباشد به معنای چیزی که میتواند آموخته خواهد شد. این عبارت در عین درحال حاضر به معنای چیزی میباشد که می اقتدار درباره اش اندیشه کرد. Mathanein یعنی خاطر تصاحب کردن؛ و methesis به معنای یاددادن میباشد، که یاد دادن معنایی دو وجهی داراست. وجه نخستین به معنای یاد دادن دادن میباشد. منظور از یاد دادن در اینجا معنایی گسترده و در عین حالا مهم و بسی بیشتر از معنای متأخر و محصور مکتب و مدرسیان میباشد. با این حالا، این فرق برای اخذ معنای درست «ماته ماتیکال» کفایت نمی نماید. برای این فعالیت بایستی در نسب وسیعی که یونانیان «ماته ماتیکال» را به فعالیت برده اند و از آنچه آن را متمایز ساخته اند، جستجو کرد.
شعور معنای «ماته ماتیکال» در نسبت با مفاهیم دیگر
معنای درست «ماته ماتیکال» را هنگامی می اقتدار فهم کرد که به تقسیم بندی خاصی که «ماته ماتیکال» درضمن آن تقسیم بندی با مفاهیم دیگر نسبت پیدا می نماید، اعتنا کرد. یونانیان «ماته ماتیکال» ta mathemata را در مقایسه با تعاریف ذیل شناسایی می نمایند:
1- ta physica: شی ءها از آن نظر که برمی آیند و از باطن خویش شکوفا میشوند.
2- ta poioumena: شی ءها از آن نظر که به دست آدم ساخت و ساز میشوند.
3- ta chremata: اشیا از آن جهت که به عمل میروند و لذا پیوسته در دسترس ما قرار دارا هستند.
همینطور شی ءها ممکن میباشد physica باشند مثل صخره ها و غیره، یا این که poioumena باشند، همانند چیزی که ایجاد کرد مخصوصی داراست.
4- ta pragmata: اشیا از آن لحاظ که ما در شرایط کلی با آن ها رمز و عمل داریم یا این که مرتبط هستیم، یا این که بر روی آن ها شغل میکنیم، از آن ها استعمال میکنیم، آنها را تغییر تحول صورت میدهیم، و یا این که تنها به آنان مینگریم و می آزماییم.
Pragmata (پراگماتا) در نسبت با پراکسیس (praxis) مطرح میباشد: در اینجا پراکسیس به معنایی بسیار بزرگ به شغل می رود، خیر به معنای محصور و تنگ مخاطب علمی (chresthai) و خیر به معنای پراکسیس همانند فعل اخلاقی. پراکسیس، هم اعمال دادن میباشد، هم تعقیب کردن و ادامه دادن، و هم حفظ کردن و پناه کردن که درین معانی معنای poiesis را نیز مشمول میگردد.
5- ta mathemata: برحسب طرز تعاریفی که در چهار گزینه فوق در پیش گرفتیم، در اینجا نیز بایستی بگوییم شی ءها از آن نظر که... ولی موضوع این میباشد که: از کدام نظر؟
از دیرباز عادت کرده ایم هنگامی درباره «ماته ماتیکال» می اندیشیم، اعداد را در لحاظ آوریم. اما بدیهی میباشد که «ماته ماتیکال» با اعداد مرتبط میباشد؛ ولی سوال همچنان باقی میباشد: آیا این رابطه از این جهت میباشد که ماته ماتیکال ذاتا شمردنی و عددی میباشد؟ یا این که بر عکس، شمردنی و عددی، امری ماته ماتیکال میباشد؟ بایستی اعلام کرد که شق دوم صراحت دارد؛ البته از آن نظر که اعداد بدین روش با «ماته ماتیکال» مرتبط اند، سوال هنوز باقی میباشد: به حقیقت چرا اعداد امری «ماته ماتیکال»اند؟ ماته ماتیکال خویش چه گونه امری میباشد که چیزی مانند اعداد بایستی همانند امری «ماته ماتیکال» تلقی شوند و در دفعه ابتدا همانند ماته ماتیکال مطرح گردیده اند؟ mathesis یعنی تعلیم؛ mathemata، چیزی میباشد آموختنی.
بر حسب آنچه گفته شد، این تمجید برای شی ءها نظر گردیدهاست از آن نظر که آنها قابل یاد دادن (آموختنی) باشند. تعلیم، نوعی تصاحب کردن و گرفتن میباشد؛ ولی هر گرفتنی، یاد دادن وجود ندارد. ما قادر خواهیم بود چیزی را بگیریم به عنوان مثال یک قطعه سنگ را، آن را با خویش ببریم و در گروه سنگ ها در اختیار بگذاریم؛ و همین شغل را با گیاهان هم خواهیم توانست بکنیم. تصاحب کردن به یک معنی گرفتن یک چیز و کنترل آن میباشد. ولی یاددادن، چه نوع گرفتنی میباشد؟ mathemata شی ها میباشند از آن لحاظ که ما آنهارا میآموزیم. Mathemata شی ها میباشند از آن نظر که ما درباره آنان دوراندیشی به دست میاوریم همانند چیزی که اینک آن را میدانیم، به این دلیلکه در پیش روی ما میباشد، مانند جسم بودن جسم، گیاه بودن گیاه، حیوان بودن حیوان، شیئیت شیء و مانند آن.
نظارت مراحل یاد دادن از روش ماته ماتیکال
بدین ترتیب، این یاددادن اصیل، نوعی به دست آوردن تماما منحصر به فرد میباشد. گرفتنی میباشد که در آن هر کس میگیرد، تنها آنچه را که در اصل از پیشین دارااست، میگیرد. یاد دادن دادن، با این نحو از یاددادن مناسبت داراست. یاد دادن دادن، نوعی عفووبخشش و اعطا میباشد؛ نوعی عرضه کردن میباشد، البته آنچه در آموختن دادن عرضه میگردد، امری وجود ندارد که از استارت یاد دادن باشد، چون هر که فرا میگیرد یاد دادن یافته میباشد که تنها چیزی را برای خویش بگیرد که از گذشته داراست. وی صرفا میآموزد که آنچه را میگیرد، آن را همانند چیزی که خودش حقیقتا از پیشین داراست، تجربیات نماید. یاد دادن حقیقی آنجا صورت میدهد که آدمی چیزی را که کسی از گذشته دارااست، گویی به خویش کادو دهد و به خودی خویش تجارب نماید. براین اساس، آموختن دادن از یاددادن دشوارتر میباشد، چون تنها آن کس که حقیقتا میتواند حافظه بگیرد (و صرفا تا وقتیکه میتواند حافظه بگیرد) میتواند خاطر بدهد. استاد اصیل وی میباشد که تفاوتش با متعلم صرفا دراین میباشد که وی میتواند خوب حافظه بگیرد و اینکه وی به نحو اصیل تری به خاطر دریافت کردن میل داراست. در هر آموزشی، مربی خویش بیشتراز بقیه افراد میآموزد.
ماته ماتیکال mathematical (ریاضی وار)، ماته زیس mathesis (ریاضی ها) هیدگر میپرسد در حالتیکه ریاضی ها نباشد، «ماته ماتیکال» را به چه شکل می قدرت فهمید و توجیه کرد؟ هر یکسری این احتمال وجود دارااست که یک کلمه و واژه در جایی به شغل رود که منشاء و سرچشمه آن کلمه و واژه نباشد، البته در لهجه یونانی کهاین واژه در آن ریشه دارااست، به سهولت و با باور می اقتدار عده هر دو را مشاهده معلم خصوصی ریاضی در شیراز کرد.
ریشه واژه «ماته ماتیکا» اصولا، عبارت mathemata ta میباشد به معنای چیزی که میتواند آموخته خواهد شد. این عبارت در عین درحال حاضر به معنای چیزی میباشد که می اقتدار درباره اش اندیشه کرد. Mathanein یعنی خاطر تصاحب کردن؛ و methesis به معنای یاددادن میباشد، که یاد دادن معنایی دو وجهی داراست. وجه نخستین به معنای یاد دادن دادن میباشد. منظور از یاد دادن در اینجا معنایی گسترده و در عین حالا مهم و بسی بیشتر از معنای متأخر و محصور مکتب و مدرسیان میباشد. با این حالا، این فرق برای اخذ معنای درست «ماته ماتیکال» کفایت نمی نماید. برای این فعالیت بایستی در نسب وسیعی که یونانیان «ماته ماتیکال» را به فعالیت برده اند و از آنچه آن را متمایز ساخته اند، جستجو کرد.
شعور معنای «ماته ماتیکال» در نسبت با مفاهیم دیگر
معنای درست «ماته ماتیکال» را هنگامی می اقتدار فهم کرد که به تقسیم بندی خاصی که «ماته ماتیکال» درضمن آن تقسیم بندی با مفاهیم دیگر نسبت پیدا می نماید، اعتنا کرد. یونانیان «ماته ماتیکال» ta mathemata را در مقایسه با تعاریف ذیل شناسایی می نمایند:
1- ta physica: شی ءها از آن نظر که برمی آیند و از باطن خویش شکوفا میشوند.
2- ta poioumena: شی ءها از آن نظر که به دست آدم ساخت و ساز میشوند.
3- ta chremata: اشیا از آن جهت که به عمل میروند و لذا پیوسته در دسترس ما قرار دارا هستند.
همینطور شی ءها ممکن میباشد physica باشند مثل صخره ها و غیره، یا این که poioumena باشند، همانند چیزی که ایجاد کرد مخصوصی داراست.
4- ta pragmata: اشیا از آن لحاظ که ما در شرایط کلی با آن ها رمز و عمل داریم یا این که مرتبط هستیم، یا این که بر روی آن ها شغل میکنیم، از آن ها استعمال میکنیم، آنها را تغییر تحول صورت میدهیم، و یا این که تنها به آنان مینگریم و می آزماییم.
Pragmata (پراگماتا) در نسبت با پراکسیس (praxis) مطرح میباشد: در اینجا پراکسیس به معنایی بسیار بزرگ به شغل می رود، خیر به معنای محصور و تنگ مخاطب علمی (chresthai) و خیر به معنای پراکسیس همانند فعل اخلاقی. پراکسیس، هم اعمال دادن میباشد، هم تعقیب کردن و ادامه دادن، و هم حفظ کردن و پناه کردن که درین معانی معنای poiesis را نیز مشمول میگردد.
5- ta mathemata: برحسب طرز تعاریفی که در چهار گزینه فوق در پیش گرفتیم، در اینجا نیز بایستی بگوییم شی ءها از آن نظر که... ولی موضوع این میباشد که: از کدام نظر؟
از دیرباز عادت کرده ایم هنگامی درباره «ماته ماتیکال» می اندیشیم، اعداد را در لحاظ آوریم. اما بدیهی میباشد که «ماته ماتیکال» با اعداد مرتبط میباشد؛ ولی سوال همچنان باقی میباشد: آیا این رابطه از این جهت میباشد که ماته ماتیکال ذاتا شمردنی و عددی میباشد؟ یا این که بر عکس، شمردنی و عددی، امری ماته ماتیکال میباشد؟ بایستی اعلام کرد که شق دوم صراحت دارد؛ البته از آن نظر که اعداد بدین روش با «ماته ماتیکال» مرتبط اند، سوال هنوز باقی میباشد: به حقیقت چرا اعداد امری «ماته ماتیکال»اند؟ ماته ماتیکال خویش چه گونه امری میباشد که چیزی مانند اعداد بایستی همانند امری «ماته ماتیکال» تلقی شوند و در دفعه ابتدا همانند ماته ماتیکال مطرح گردیده اند؟ mathesis یعنی تعلیم؛ mathemata، چیزی میباشد آموختنی.
بر حسب آنچه گفته شد، این تمجید برای شی ءها نظر گردیدهاست از آن نظر که آنها قابل یاد دادن (آموختنی) باشند. تعلیم، نوعی تصاحب کردن و گرفتن میباشد؛ ولی هر گرفتنی، یاد دادن وجود ندارد. ما قادر خواهیم بود چیزی را بگیریم به عنوان مثال یک قطعه سنگ را، آن را با خویش ببریم و در گروه سنگ ها در اختیار بگذاریم؛ و همین شغل را با گیاهان هم خواهیم توانست بکنیم. تصاحب کردن به یک معنی گرفتن یک چیز و کنترل آن میباشد. ولی یاددادن، چه نوع گرفتنی میباشد؟ mathemata شی ها میباشند از آن لحاظ که ما آنهارا میآموزیم. Mathemata شی ها میباشند از آن نظر که ما درباره آنان دوراندیشی به دست میاوریم همانند چیزی که اینک آن را میدانیم، به این دلیلکه در پیش روی ما میباشد، مانند جسم بودن جسم، گیاه بودن گیاه، حیوان بودن حیوان، شیئیت شیء و مانند آن.
نظارت مراحل یاد دادن از روش ماته ماتیکال
بدین ترتیب، این یاددادن اصیل، نوعی به دست آوردن تماما منحصر به فرد میباشد. گرفتنی میباشد که در آن هر کس میگیرد، تنها آنچه را که در اصل از پیشین دارااست، میگیرد. یاد دادن دادن، با این نحو از یاددادن مناسبت داراست. یاد دادن دادن، نوعی عفووبخشش و اعطا میباشد؛ نوعی عرضه کردن میباشد، البته آنچه در آموختن دادن عرضه میگردد، امری وجود ندارد که از استارت یاد دادن باشد، چون هر که فرا میگیرد یاد دادن یافته میباشد که تنها چیزی را برای خویش بگیرد که از گذشته داراست. وی صرفا میآموزد که آنچه را میگیرد، آن را همانند چیزی که خودش حقیقتا از پیشین داراست، تجربیات نماید. یاد دادن حقیقی آنجا صورت میدهد که آدمی چیزی را که کسی از گذشته دارااست، گویی به خویش کادو دهد و به خودی خویش تجارب نماید. براین اساس، آموختن دادن از یاددادن دشوارتر میباشد، چون تنها آن کس که حقیقتا میتواند حافظه بگیرد (و صرفا تا وقتیکه میتواند حافظه بگیرد) میتواند خاطر بدهد. استاد اصیل وی میباشد که تفاوتش با متعلم صرفا دراین میباشد که وی میتواند خوب حافظه بگیرد و اینکه وی به نحو اصیل تری به خاطر دریافت کردن میل داراست. در هر آموزشی، مربی خویش بیشتراز بقیه افراد میآموزد.

معلمان و دانشجویان بسیار مفید و کاربردی میباشد